گویند روزی دزدی در راهی، بسته ای یافت که در آن چیز گرانبهایی بود ودعایی نیز پیوست آن بود. آن شخص بسته را به صاحبش برگرداند.
او را گفتند : چرا اینهمه مال را از دست دادی؟
گفت: صاحب مال عقیده داشت که این دعا ، مال او را حفظ می کند. من دزد مال او هستم ، نه دزد دین. اگر آن را پس نمی دادم و عقیده صاحب آن مال، خللی می یافت، آن وقت من، دزد باورهای او نیز بودم و این کار دور از انصاف است
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۰/۰۱/۲۳ ساعت 10:42 توسط شهرام سرچمی
|